😳پروین اعتصامی😳

😳پروین اعتصامی😳   😳http://www.darkenareto.ir😳

پروین اعتصامی در 25 اسفند 1285 هجری شمسی در تبریز متولد شد کمتر زنی میان شاعران ، اقبالی همچون پروین داشته که دردوران عمر کوتاه خود چنین شهرتی فراگیر داشته باشد پروین که در کودکی به همراه خانواده به تهران آمده بود مقدمات عربی وبرخی متون فارسی را درخانه نزد پدر فرا گرفت از همان زمان کودکی پروین با شعر وادب آشنا شد چرا که خانه آنها محفل شاعران و فرزانگان آن روزگار بود و پروین با ادبیات وشعر بزرگ می شد پروین بعد از اتمام تحصیل به تعلیم پرداخت اما پروین باز هم به سوی شعر روی آورد و به گفتن مضامین بکر ولطیف پرداخت پروین روحیه ای متین و آرام داشت چنانکه با حادثه غم انگیز ناکامی در ازدواجش ومرگ پدر با فروتنی ووقار هر دوحادثه را پذیرفت.بیشتر ازشصت سال است که درگذشت این زن شاعر می گذرد وهمگان اشعار پروین را می خوانند و وی را ستایش می کنند اشعارش نزد همگان پذیرش یافته و بسیاری از ادبیات آن بصورت ضرب المثل به زبان خاص وعام جاری گشته است.شعر پروین شیوا ، ساده ودل نشین است مضمون های متنوع پروین به باغ پرگیاهی مانند است که به راستی روح را نوازش می دهد اخلاق وهمه تعابیر ومفاهیم زیبا وعادلانه آن چون اختری تابناک بر دیوان پروین می درخشد .پروین اعتصامی در نیمه شب جمعه 15 فروردین 1320 درآغوش مادرجان داد و جنازه او درصحن حضرت معصومه درقم کنار آرامگاه پدرش به خاک سپرده شد.

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت                               مست گفت:ای دوست این پیراهن است افسار نیست

گفت:مستی ، زان سبب افتادن وخیزان میروی                          گفت:جرم راه رفتن نیست ره  هموار نیست

گفت:می باید تو را تا خانه قاضی برم                                     گفت: رو  صبح قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت :نزدیک است والی را سرای آنجا شویم                           گفت : والی ا زکجا در خانه خمار نیست

گفت: تا داروغه را گوییم  در مسجد بخواب                              گفت : مسجد خوابگاه  مردم بدکار نیست

گفت : از بهرغزامت جامه ات بیرون کنم                                گفت : پوسیده است جز نقشی زپود وتار نیست

گفت :اگه نیست کز سر درافتادت کلاه                                   گفت : در سر عقل باید،بی کلاهی عار نیست

گفت: می بسیار خوردی زآن چنین بیخود شدی                       گفت: این بیهوده گو، حرف کم و بسیار نیست

گفت: باید حد زند هشیار مردم ، مست را                              گفت: هشیار بیار ، اینجا کسی هوشیار نیست


تعداد بازید: 735     تاریخ ثبت: 1396/01/03

پیشنهاد ما به شما